تبليغاتX
پیشی ماله من میشی؟

... من و خواهرم ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چه بده هر هفته یه مهمونی داشته باشی که تا کل خونه رو نگرده سر جاش نمیشینه !

اگه مامانم بود اونوقت عیبی نداشت .. ولی الان که حتی آقاجونم یه تیکه کاغذ از رو زمین بر نمیداره خیلی سخته یه خونه تمیز داشتن ! میدونم فقط من و خواهرم هستیم ولی ..

ولی بازم خییییییلی کثیف میشه خونه ! زیر زمین که وحشتناکه!همش اسباب بازی و اینجور چیزاس

همکف هم که تازه چند روز پیش همه زمین و با دستمال تمیز کردم ! کمرم شکست ولی دوباره کثیف شده.

طبقه بالا هم که حرفشو نزنین!!! مثل جهنمه! ... بیخیال

تا ۲۰ دقه دیگه میاد ..

فهلااا  

 

چرت و پرت از هدا

+ تاريخ یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 11:30 توسط هدا |

 

وبلاگ آوریل:

www.mastotanha.blogfa.com

 

وبلاگ هدا:

www.dokhtarebarfi.blogsky.com

 

وبلاگ دیگه ی هدا:

www.negineshgh.blogfa.com

+ تاريخ یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 1:3 توسط هدا

من از بچه بدم میاد !!!!!!

خیییییییییییلی بدم میاد. همشون خرن

دیشب یه بچه اومد خونمون . من هدا نمیتونستیم حریفم بشیم ! هرچی دست ومن و هدا بود ویخورد. میخواستم بزنم تو دهنش  میخواستم بزنم نصفش کنم !!

خلاصه خیلی بازم میگم خیلی بدم میاد.

بچه باید یه گوشه خونه ساکت و آروم بشینه و حرف نزمه

نه مثل این پسره که مثل خر میپپپپرید اینور اونور و دونفره حریفش نبودیم

خاک تو سرش کنن

ختم کلام از بچه بدم میاد خفن!

توصیه میکنم بچه دوس نداشته باشین ولی تا ۲ سالگی خوبن. همین! نه بیشتر نه هیچی!

 

چرت و پرت از آوریل

+ تاريخ پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 21:8 توسط آوریل |

سهلاممم ...

شطولی یا بهترتری؟  

مرسی منم بد نیستمممم . الان این معلم شیمیم اومد خونه و باهام تمرین کرد .. دستش نکنه بنده خدا همه جوابهارو بهم میداد یکی یکی

منم هی سرمو تکون میدادم که آره فهمیدم از کجا گرفتی جوابو

 . . .

خلاصه ... احساس میکنم کل روز دارم میخورممم !!!!  .:. ولی نمیدونم چه مرگمه که وزنم زیاد نمیشه !  بیخیال !

الانم آوریل داره غذا میپزه  دستش درد نکنه  من که اون خواهر تنبله هستم .. که همیشه خسته و خمار و تنبل و ...  

خدا رو شکر یه خواهری مثل آوریل بهم داده !!  ملسی خدا جوونم

. . . .

خوب دیگه.. فهلا همینه .. خبر خاصی نیس

 

چرت و پرت از هدا

+ تاريخ یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 13:51 توسط هدا |

هر کی شیمی آلی و حساب دیفزانسیل و انتگرال بلده پاشه بیاد خونه ما  ...

هیییییییییییییچی بلد نیستم  ..  پس فردا هم امتحان دارممم 

خبرم مرگم بعد از دانشگاه موندم برم بدرسم  .. رفتم دنبال خوش گذرونی !

خلاصه فکر کنم امساله رو گند زدیم به درس و بحث و معدلمون ! ...

 

پ ن: -> دیوونه شدم:   

 

چرت و پرت از هدا

+ تاريخ سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 18:32 توسط هدا |

دیشب تا ساعت ۱۲ و نیم داشتیم فیلم میدیدم با خواهرم  ... (تایتانیک )

ولی خیییییییییلی غمنگیز بود  .. اصلا از آخرش خوشمون نیومد !

ولی قشنگ بود که یه دختر پولدار عاشق یه پسری شد که خیلی ازشون پایینتر بود

آهنگش هم خیلی ناز بود > گذاشتمش تو وبلاگم حتما گوش بدین

. . . .

ساعت ۵ هم باید بیدار میشدم واسه مدرسه ..

تا بعد  ...

 

چرت و پرت از آوریل

+ تاريخ دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 8:56 توسط آوریل |

کلاسم تموم شده بود داشتم برمیگشتم خونه ...

کلاسم بدک نبود .. ولی بیشتر مشقاش رو باید پای اینترنت انجام داد ...

خلاصه تموم شد و اومدم خونه ... دیدم در باز بازه !!

 بابایی که رفته بود مسافرت و آوریل هم هنوز مدرسه بود ...

شاید همین الان که دارم مینویسم یکی تو خونمون باشه ..  خدا رحم کنه ! من میترسم

تا بعد

 

چرت و پرت از هدا

+ تاريخ شنبه ششم بهمن 1386ساعت 12:54 توسط هدا |

دیروز تو دبیرستان یکی دستگیر شد   ... امروزم یه دعوای قرار بود بشه ! همه پلیسهای مدرسه ریخته بودن تو راه روها ...

من رفتم سوتی دادم .  خدا کنه هیشکی نفهمه من بودم .. وگرنه کارم زاره !

آخه نمیخواستم کسی بمیره واسه همین گفتم  .. آخه دعواهای اینجا خیییییییییلی وحشتناکه ! همشون با چاقو و تفنگ و ... (خدا رحم کنه .. آمریکاس دیگه! )

ببینیم فردا چی میشه! دعوا کردن ؟ یا فهمیدن من سوتی دادم ... 

تا فردا

 

چرت و پرت از آوریل

+ تاريخ پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 21:6 توسط آوریل |

واااااااااااااااااااااای خدااااااااااااا !!!!

لعنت به هر چی درس و مدرسس !  اه ! ... هیچی نمیفهمم !!! چرا انقدر خرم من آخه ؟

هرکی این کلاسو ور میداره ۱۰ یا ۲۰ کیلو کم میکنه .. من که ۵۰ کیلو هم نیستم.. میشم چی؟!!! فکر کنم ناپدید شم  از اونطرفم دارم کور میشم از بس میدرسم ! کم کم میشم این ->

میگم برم شوهر بگیرم دیگه درس نخونم ... ولی نمیشه ! از شوهر بدم میادخودش یه درد سره دیگس فکرشو کن !! بچه داری  عمراً !

چی کار کنم من؟ ...

پی نوشت: آب حمومو سرد کردم دوباره !

 

چرت و پرت از هدا

+ تاريخ پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 18:42 توسط هدا |

امروز که همش review و تمرین بود ... ولی هموناشم واسه من جدید بود !  تغصیر من که نیست

 خاک تو سرم کنن !! هیچی یادم نیست از ریاضی پارسال بخدا .. این خانم شیمی هم که خیلی خره! خودشم نمیفهمه چی میگه ..

ولی این ریاضیه خیلی بد لحجه ای داره بد بخت ! ژاپنی فک کنم شایدم چینی .:.

خدا به دادم برس که باید تو همشون از ۹۰ ٪ به بالا بگیرم ... ایشالله

حالا هم ۵۰ تا سوال و مشق دارم از اونطرف خوابم میاد  .. آخه دیشب آوریل نفس نمیکشید فک کردم مرده ! زبونم لال زبونم لال !  منم داشتم سکته میزدم تو تختم ! .:.

امروزم واسش یه هدیه خریدممم   و هنوزم داریم روز شماری میکنیم واسه روزی که قراره بیاییم ایران انشالله

 

پی نوشت: خوابم م م میاااد د د  ... الان اعصابم قرمزه !

 

چرت و پرت از هدا

+ تاريخ چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 18:37 توسط هدا |

این وبلاگ من و خواهرمه ..

میخواییم خاطرات روزانه مون رو اینجا بنویسیم ..  اینجا که فعلا فقط درسو درسو درسه !  البته اصلا درس نمیخونیمااااا ... بیشتر میخوریم و میخوابیم  انقدر حرف میزنیم که از دستمون دیوونه میشن!  دست خودمون نیس بخدا .:.

امروز روز اول ترم من و آوریل جون بود .. من که بعد از یه سال خوش گذرونی برگشتم دانشگاه ولی آوریل ترم پیش هم کلاس برداشت ولی خیلی کلاساش راحت بودن الان میگه سختن!

خلاصه اینم فعلا از ما.:.    .:.

 

سبز باشین  تا بعد ...

+ تاريخ سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 19:49 توسط هدا |