کلاسها سختن .. هم برای من هم برای آوریل .:. تا یه ماه دیگه داریم میاییم ایران از یه طرف خوشالیم از یه طرف هم ناراحتیم چون میدونیم که نمره هامون خیییییلی درخشانن !
خلاصه میگذره .. خیلی آروم ...
تفلد آوریله!! منم تو وبلاگم جشن تفلد گرفتم براش کلیک کنین ببینین چه خبره!!! ![]()
پس یه سر بزنین هاااااااااااااااا خییلی قشنگه بخدا
چرت و پرت از هدا
اگه مامانم بود اونوقت عیبی نداشت ..
ولی الان که حتی آقاجونم یه تیکه کاغذ از رو زمین بر نمیداره خیلی سخته یه خونه تمیز داشتن ! میدونم فقط من و خواهرم هستیم ولی .. ![]()
![]()
ولی بازم خییییییلی کثیف میشه خونه !
زیر زمین که وحشتناکه!
همش اسباب بازی و اینجور چیزاس
همکف هم که تازه چند روز پیش همه زمین و با دستمال تمیز کردم !
کمرم شکست ولی دوباره کثیف شده. ![]()
طبقه بالا هم که حرفشو نزنین!!! مثل جهنمه! ... بیخیال ![]()
![]()
تا ۲۰ دقه دیگه میاد ..
فهلااا
چرت و پرت از هدا

وبلاگ آوریل:
وبلاگ هدا:
وبلاگ دیگه ی هدا:
شطولی یا بهترتری؟
مرسی منم بد نیستمممم .
الان این معلم شیمیم اومد خونه و باهام تمرین کرد .. دستش نکنه بنده خدا همه جوابهارو بهم میداد یکی یکی![]()
منم هی سرمو تکون میدادم که آره فهمیدم از کجا گرفتی جوابو ![]()
![]()
. . .
خلاصه ... احساس میکنم کل روز دارم میخورممم !!!!
.:. ولی نمیدونم چه مرگمه که وزنم زیاد نمیشه !
بیخیال !
الانم آوریل داره غذا میپزه
دستش درد نکنه ![]()
من که اون خواهر تنبله هستم .. که همیشه خسته و خمار و تنبل و ...
خدا رو شکر یه خواهری مثل آوریل بهم داده !!
ملسی خدا جوونم
. . . .
خوب دیگه.. فهلا همینه .. خبر خاصی نیس ![]()
![]()
چرت و پرت از هدا
هیییییییییییییچی بلد نیستم .
. پس فردا هم امتحان دارممم ![]()
خبرم مرگم بعد از دانشگاه موندم برم بدرسم
.. رفتم دنبال خوش گذرونی !
خلاصه فکر کنم امساله رو گند زدیم به درس و بحث و معدلمون ! ... ![]()
پ ن: -> دیوونه شدم:
![]()
چرت و پرت از هدا
کلاسم بدک نبود
.. ولی بیشتر مشقاش رو باید پای اینترنت انجام داد ...
خلاصه تموم شد و اومدم خونه ... دیدم در باز بازه !! ![]()
بابایی که رفته بود مسافرت و آوریل هم هنوز مدرسه بود ...
شاید همین الان که دارم مینویسم یکی تو خونمون باشه ..
خدا رحم کنه ! من میترسم
تا بعد ![]()
چرت و پرت از هدا
لعنت به هر چی درس و مدرسس !
اه ! ... هیچی نمیفهمم !!! چرا انقدر خرم من آخه ؟![]()
هرکی این کلاسو ور میداره ۱۰ یا ۲۰ کیلو کم میکنه ..
من که ۵۰ کیلو هم نیستم.. میشم چی؟!!! فکر کنم ناپدید شم
از اونطرفم دارم کور میشم از بس میدرسم ! کم کم میشم این ->![]()
![]()
میگم برم شوهر بگیرم دیگه درس نخونم ... ولی نمیشه ! از شوهر بدم میاد
خودش یه درد سره دیگس فکرشو کن !! بچه داری
عمراً !
چی کار کنم من؟ ... ![]()
پی نوشت: آب حمومو سرد کردم دوباره ! ![]()
چرت و پرت از هدا
خاک تو سرم کنن !! هیچی یادم نیست از ریاضی پارسال بخدا .. این خانم شیمی هم که خیلی خره! خودشم نمیفهمه چی میگه .. ![]()
ولی این ریاضیه خیلی بد لحجه ای داره بد بخت
! ژاپنی فک کنم شایدم چینی .:.
خدا به دادم برس که باید تو همشون از ۹۰ ٪ به بالا بگیرم ... ایشالله
حالا هم ۵۰ تا سوال و مشق دارم از اونطرف خوابم میاد
.. آخه دیشب آوریل نفس نمیکشید فک کردم مرده ! زبونم لال زبونم لال !
منم داشتم سکته میزدم تو تختم ! .:.
امروزم واسش یه هدیه خریدممم
و هنوزم داریم روز شماری میکنیم واسه روزی که قراره بیاییم ایران انشالله ![]()
پی نوشت: خوابم م م میاااد د د
... الان اعصابم قرمزه !
چرت و پرت از هدا
میخواییم خاطرات روزانه مون رو اینجا بنویسیم ..
اینجا که فعلا فقط درسو درسو درسه !
البته اصلا درس نمیخونیمااااا ... بیشتر میخوریم و میخوابیم
انقدر حرف میزنیم که از دستمون دیوونه میشن!
دست خودمون نیس بخدا .:.
امروز روز اول ترم من و آوریل جون بود
.. من که بعد از یه سال خوش گذرونی برگشتم دانشگاه ولی آوریل ترم پیش هم کلاس برداشت ولی خیلی کلاساش راحت بودن
الان میگه سختن! ![]()
خلاصه اینم فعلا از ما.:.
.:.
سبز باشین
تا بعد ...