تبليغاتX
پیشی ماله من میشی؟

... من و خواهرم ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سهلااااااااااااااااممم آوریل گلمممممم

قربونت بره آبجی از اینور دنیا  شطووووووولی؟!  مامانی و بچه ها چطورن!؟ جیگر همشونو

عششششششششششششقه  ...

اینجا هم بد  نیس .. خونه ساکته .. ولی من که همممیشه هدفن تو گوشمه  

ولی آقاجون گناه داره ..  .. ایشالله مامانی اینها بیان بهتر بشه ! ایشالله

خودت چطووووووری؟ مامانی که همیشه غذا درست میکنه نه؟  خوش به حالت ! من الان یه بستنی

خوردم  ظهر هم بیرون بستنی خوردم  

راستی دوس پسرمم خوبه .. سلام میرسونه !

دوستت دارم آبجی کوچولوی گل اونور دنیام

 

 

نوشته شده توسط هدا

+ تاريخ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 23:26 توسط آوریل |

 
بیشتر از هر زمانی ،بیشتر از هر لحظه ای تو را می خواهم و برای دیدنت بیقراری میکنم
 
،آمدن ورفتنت را در تنهائیهایم به یادگار بگذار
 
تقدیم به هدای گلم 
+ تاريخ دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 15:55 توسط آوریل |

DVP4971809

 

تولدم مبارک (هدا)

 

+ تاريخ یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 15:53 توسط آوریل

آوریل ایران موند ..

هدا برگشت

+ تاريخ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 12:8 توسط آوریل |

 من دارم میام ایران ایشالله تا ۲۴ روز دیگه!!!!

دعا کنین سالم بیام و بهم خوش بگذره ..  

دعوتم نکنین لطفا افتخار نمیدم آخه فقط یه هفته اونجام

میخوام برم پاررررررک ..  میخوام برم آدمای باحال ایرانی ببینم ...

 میخوام برم پیتزا بخورم ... دیگه ... 

 

قراره یه پارتی تو خونه بگیریم .. هیشکسم دعوت نیس جز خودمو خودمو خودمو هدا و چندتا از فامیلها  شما هم از طرف ما پارتی بگیرین

 

I Love IRAN

 

 

چرت و پرت از آوریل

+ تاريخ یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 16:53 توسط آوریل |

من از بچه بدم میاد !!!!!!

خیییییییییییلی بدم میاد. همشون خرن

دیشب یه بچه اومد خونمون . من هدا نمیتونستیم حریفم بشیم ! هرچی دست ومن و هدا بود ویخورد. میخواستم بزنم تو دهنش  میخواستم بزنم نصفش کنم !!

خلاصه خیلی بازم میگم خیلی بدم میاد.

بچه باید یه گوشه خونه ساکت و آروم بشینه و حرف نزمه

نه مثل این پسره که مثل خر میپپپپرید اینور اونور و دونفره حریفش نبودیم

خاک تو سرش کنن

ختم کلام از بچه بدم میاد خفن!

توصیه میکنم بچه دوس نداشته باشین ولی تا ۲ سالگی خوبن. همین! نه بیشتر نه هیچی!

 

چرت و پرت از آوریل

+ تاريخ پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 21:8 توسط آوریل |

دیشب تا ساعت ۱۲ و نیم داشتیم فیلم میدیدم با خواهرم  ... (تایتانیک )

ولی خیییییییییلی غمنگیز بود  .. اصلا از آخرش خوشمون نیومد !

ولی قشنگ بود که یه دختر پولدار عاشق یه پسری شد که خیلی ازشون پایینتر بود

آهنگش هم خیلی ناز بود > گذاشتمش تو وبلاگم حتما گوش بدین

. . . .

ساعت ۵ هم باید بیدار میشدم واسه مدرسه ..

تا بعد  ...

 

چرت و پرت از آوریل

+ تاريخ دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 8:56 توسط آوریل |

دیروز تو دبیرستان یکی دستگیر شد   ... امروزم یه دعوای قرار بود بشه ! همه پلیسهای مدرسه ریخته بودن تو راه روها ...

من رفتم سوتی دادم .  خدا کنه هیشکی نفهمه من بودم .. وگرنه کارم زاره !

آخه نمیخواستم کسی بمیره واسه همین گفتم  .. آخه دعواهای اینجا خیییییییییلی وحشتناکه ! همشون با چاقو و تفنگ و ... (خدا رحم کنه .. آمریکاس دیگه! )

ببینیم فردا چی میشه! دعوا کردن ؟ یا فهمیدن من سوتی دادم ... 

تا فردا

 

چرت و پرت از آوریل

+ تاريخ پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 21:6 توسط آوریل |